|
|---|
دیوان عدالت اداری در تاریخ9/8/1378 در یك اقدام بی سابقه، با صدور یك رای حالب تحولی شگرف را در عرصه حقوق عمومی ابداع نمود
این تحول كه بر اثر ابطال دو مصوبه صادره از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی ایجاد شده است، در حقیقت نگاهی جدید و پویا به مفاهیمی عالی در حوزه حقوق عمومی است؛ مفاهیمی همچون قاعده تفكیك قوا ، استقلال قوا، تعریف دقیق قانون از نقطه نظر شكلی و ماهوی و تفكیك آن سایر مقررات دولتی ، حقوق مردم، مصرحه در قانون اساسی همانند حق تظلم و داد خواهی به مراجع قضایی صالح و... كه دیر زمانی در تصمیم گیریها و رویه قضایی یا جایگاهی نداشتند یا اینكه به صورت اصولی بدانها نگریسته نمی شد و هنوز هم آنچنان كه باید و شاید نمی شود
شعف در عین تعجب از صدور چنین رایی، وقتی افزایش می یابد كه در یابیم حتی در حال حاضر نیز با وجود تحولات عمده در نوع نگاهها، هنوز هستند افكاری كه با مفاهیم یاد شده اصولا بیگانه اند و به عنوان مثال وقتی صحبت از قانون می شود، هر آنچه را كه قدرت حاكمه (در هر رده و مقامی) اراده نماید،قانون تلقی نموده و آثار قانون را بر آن اراده مترتب می دارند
حال بهتر است قبل از تحلیل و بررسی این رای ابتدائا به موضوع و سوابق آن اشاره ای هر چند مختصر صورت گیرد، سپس در نكات مثبت و منفی آن غور و تامل گردد
شورای عالی انقلاب فرهنگی طی دو مصوبه در سالهای 65 و 77 در خصوص تجدید نظر در احكام و آرای تنبیهی صادره از كمیته های انظباطی دانشگاه رویه ای را ایجاد كرده بود كه بر اساس آن ، احكام و آرای تنبیهی این«كمیسیون های اداری » در دیوان عدالت اداری به عنوان یك مرجع عالی دادرسی اداری غیر قابل طرح و رسیدگی بود
در آبان ماه 1378 چهار شهروند جمهوری اسلامی ایران طی شكایتی به دیوان عدالت اداری خواستار ابطال این دو مصوبه می گردند و اعلام می دارند كه این دو مصوبه مغایر اصول،4 ،36 ،61 ،90،159،173 قانون اساسی و و خارج از صلاحیت مرجع تصمیم گیرنده و خلاف شرع می باشد
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در پاسخ به استعلام دیوان چنین اعلام می دارد: «در ابتدای كار شورای انقلاب فرهنگی زمانی كه ضوابط گزینش دانشجو و كمیته انضباطی دانشجویان در دست تصویب بود،با توجه به اینكه مسئله ماهیت قضایی داشته و برخی موارد مستلزم دستور توبیخ،مجازات و سلب مزایا و برخی حقوق از دانشجویان است، ضروری تشخیص داده شد كه طبق نامه شماره9718، 1 مورخ29/11/1363ریاست محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی وقت از حضرت امام كسب تكلیف نموده تا حدود اختیارات شورای عالی را در این زمینه مشخص نمایند.همانطور كه در پی نوشت نامه آمده است حضرت امام قدس سره ضوابط و قواعدی را كه شورای عالی وضع می نماید در حد قانون دانسته و فرموده اند كه به آنها باید ترتیب اثر داده شود.»(روزنامه رسمی شماره 1606 تاریخ 28/11/1378)
همچنین شورای نگهبان نیز در تاریخ18/9/1370 در خصوص ادعای خلاف شرع بودن مصوبه هشتادوسو مین جلسه مورخ11/6/1365 شورای انقلاب فرهنگی چنین اظهار نظر نموده است :«همانگونه كه در متن مصوبه مذكور امده است، چون این مصوبه با استفاده از اذن مقام معظم رهبری حضرت امام (قدس سره الشریف) وضع شده است، فلذا خلاف شرع نمی باشد.» (روزنامه رسمی شماره 1606 تاریخ 28/11/1378)
جالب است كه بدانیم شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوبه هشتادوسو مین جلسه مورخ 11/6/1365 را برای جلوگیری از نقض تصمیمات گزینش و كمیته انضباطی دانشگاهها توسط مراجعی مثل كمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی ، بازرسی كل كشور و دیوان عدالت اداری تصویب و صادر نموده بود.در این مصوبه چنین آمده است:«بنابه تقاضای هیات مركزی گزینش دانشجو در مورد كسب توضیح پیرامون ضوابط گزینش دانشجو اعلام گردید كه هیات مركزی گزینش دانشجو در بررسی صلاحیت داوطلبان از نظر سیاسی به صورت مورد مورد برخورد نماید و در صورتی كه داوطلبی عملا بر ضد نظام جمهوری اسلامی باشد و یا صریحا عدم قبول نظام را بنماید، مردود شود.»(مجموعه مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی سالهای 63-67 اداره كل قوانین و مقررات كشور ص99)
همچنین شورای انقلاب فرهنگی نیز در تاریخ 25/12/1377 در جلسه 439 خود در پی استفسار دیوان عدالت اداری در خصوص قابلیت یا عدم قابلیت تجدید نظر در احكام و آرای تنبیهی صادره از كمیته انضباطی دانشگاهها مقرر نمود:
« احكام و آرای تنبیهی صادره از كمیته انضباطی دانشگاهها،غیر قابل رسیدگی در دیوان عدالت اداری است. »(مجموعه قوانین سال 77، روزنامه رسمی كشور ص 848)
پس از طرح شكایتی به خواسته ابطال دو مصوبه مذكور از طرف چند شهروند ایرانی، هیات عمومی دیوان عدالت اداری در یك اقدام اصولی رای خود را به شرح زیر انشاء و اصدار نمود:
« قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران با تثبیت قاعده تفكیك و استقلال قوای مقننه ، مجریه و قضاییه از یكدیگر وضع قانون در عموم مسایل را به شرح دو اصل 58 و71 به مجلس شورای اسلامی و در حد مقرر در اصل 112 به مجمع تشخیص مصلحت نظام اختصاص داده است كه با این وصف اطلاق قانون و یا تعمیم مطلق وجوه ممیزه آن به مقررات موضوعه سایر واحدهای دولتی از جمله مصوبات شورای انقلاب فرهنگی مبنای حقوقی و وجاهت قانونی ندارد و این قبیل مصوبات از مقوله تصویب نامه ها و آیین نامه ها و نظامات دولتی محسوب و در صورت عدم مخالفت با احكام شرع و قوانین و خارج نبودن از حدود اختیارات قوه مجریه معتبر و متبع است. همچنین قانون اساسی با تاسیس مرجع قضایی نوین دیوان عدالت ادا
نویسنده: محمد جلالی
ری به شرح اصل 173 رسیدگی به شكایات و تظلمات و اعتراضات مردم نسبت به مامرین یا واحدها یا آیین نامه های دولتی و احقاق حقوق آنان را در صلاحیت دیوان مذكور قرار داده و حدود صلاحیت و اختیارات ان را به حكم قانونگذار موكول كرده است كه بر اساس آن قانون دیوان عدالت اداری در تاریخ 4/11/1363 به تصویب رسیده و به موجب ماده 11 این قانون رسیدگی به اعتراضات اشخاص نسبت به مصوبات و نظامات دولتی و تصمیمات و آرای قطعی مراجع غیر قضایی از قبیل دادگاههای اداری، شوراها، كمیسیونها و هیاتها ازجهات مقرر در قانون از جمله تكالیف دیوان اعلام شده است. نظر به اینكه فرمان مورخ 6/12/1363 حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه مفید جواز وضع ضوابط وقواعد خاص به منظور تنظیم و تنسیق امور مربوط به دانشگاهها و مؤسسات اموزش عالی و نحوه گزینش و امور انضباطی دانشجویان است و متضمن اذن وضع مقررات خارج از حدود امور مذكور و یا مغایر قانون اساسی و قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی از جمله سلب حق رسیدگی به شكایات توسط مراجع قضایی ونفی صلاحیت انان نمی باشد،مصوبه هشتادمین جلسه مؤرخ 11/6/1365 ومصوبه جلسه 439 مؤرخ 25/12/1377 شورای انقلاب فرهنگی مبنی بر سلب حق تظلم و دادخواهی به مرجع قضایی صالح در خصوص مورد و نفی صلاحیت دیوان عدالت اداری در رسیدگی به اعتراضات نسبت به احكام هیات مركزی گزینش دانشجو و كمیته انضباطی دانشجویان مغایر اصول و مواد قانونی فوق الذكر تشخیص داده می شود و به استناد قسمت دوم ماده 25 قانون دیوان عدالت اداری دو مصوبه مذكور ابطال می گردد. (روزنامه رسمی شماره 1606 تاریخ 28/11/1378)»
| رای شماره ۳۶ هیات عمومی دیوان عدالت اداری درخصوص ابطال بند 3 از ماده 4 آیین نامه اجرائی تبصره یک ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق | ||
مصوب 2/12/1371 قوه قضائیه شماره هـ/ ع81/207 28/2/1383 تاریخ13/2/1383 کلاسه پرونده: 81/207 شماره دادنامه:36 مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری. شاکی: آقای علیرضا دقیقی. موضوع شکایت و خواسته: ابطال بند 3 از ماده 4 آیین نامه اجرائی تبصره یک ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب 2/12/1371 قوه قضائیه. مقدمه: شاکی به شرح دادخواست تقدیمی اعلام داشته |
برای دیدن متن کامل این جا را کلیک کنید..

|
درباره سایت
با سلام خدمت شما دوست عزیز. ضمن خوش آمد گویی اعلام میدارد این وب سایت سعی دارد در زمینه های مختلف حقوق خصوصی حقوق جزا و جرم شناسی حقوق عمومی حقوق بین الملل آرای وحدت رویه بویژه مقالات و تحقیقات ارائه خدمت نماید لذا آمادگی منعكس كردن نقطه نظرات شما دوستان را اعلام می دارد. |
|